عسل

یک "هـــــاااانِ؟؟" پراسترس و پریشون پررنگ‌ترین تصویر از هنر بازیگریِ "عسل بدیعی" بود که در همۀ این سالها در ذهنم نقش بسته و ماندگار شده! تو فیلم دستهای آلوده ساک طلاها به دست داشت فرار می‌کرد که یکی که گمونم ابوالفضل پورعرب بود با ماشین رسید و صداش کرد و این در بی‌درنگ‌ترین واکنش برگشت گفت: "هااان؟"...
حالا اینکه از یه بازیگر چرا باید همچین تصویری تو ذهن من بمونه نیازمند استخدام چند تا دانشمند و بررسی عمیق و دقیق این موضوعه!
"عسل بدیعی" رفت... قاعدتاً در اوج ناباوری. دختری عموماً رنگ‌پریده و بی‌حال با چشمهای زیبا! شوک دیگر مرگش "جانیار" بود.. پسرش! به پدری فربیرز عرب‌نیا که خیلی جنایت‌بار تو مراسم تشییع مادرش مجبورش کردن بره پشت میکروفن و برای مردم حرف بزنه.
عسل بدیعی رفت که بدونیم میشه خیلی زود رفت... یک زودِ جاودانه!

/ 0 نظر / 20 بازدید