خاص‌نوشت

!پریسا هستم و چیزی برای انکار کردن ندارم

 
!Let me sleep please
نویسنده : پریسا - ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤
 

شب که وقت خواب دراز می‌کشم؛کمرم که میچسبه به تختم و یه لبخند رضایت از شروع پروسۀ دراومدن خستگی روز از تنم میاد رو لبم؛چشمامو که می‌بندم و خواب میاد شروع میشه.فکر و خیال شروع میشه.من ظریفِ محتاج به استراحت آماج دغدغه‌های پراسترسی قرار می‌گیرم که میشه فردا صُبم بهش پرداخت.اما مغز موجود بی‌شعوریه. نماد شعور و فکر و منطقه.اما اینا همه‌اش الکیه.مغز بی‌شعوره.به اینجا که میرسه می‌گردم دنبال دکمۀ پاور مغز که خاموش کنم لعنتی‌رو.اما تعبیه نشده.یه نگا به خدا میندازم معنی‌دار.می‌گیره مطلبو.میگه هزاران سال بعدِ اختراع بشر تازه اولین دکمه اختراع شد.نمیشد چیزی بذارم رو مختون که تازه بعد چندهزار سال ساخته میشه.راستی میدونی اولین دکمه واسه چی بود؟ جواب میدم نه.میگه همینه دیگه.راستی اولین دکمه یا شاسی دقیقاً واسه چی بود؟ کسی میدونه؟؟