خاص‌نوشت

!پریسا هستم و چیزی برای انکار کردن ندارم

 
لااقل می‌گفتی ;شاید؛احتمالاً؛ممکنه...
نویسنده : پریسا - ساعت ٤:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٩
 

یه بارم کلاس سوم ابتدایی بودم.یه معلم سانتی‌مانتال "شیوا اسکندری" نامی داشتیم.نمی‌دونم چه درسی بود که توش بحث فلسطین‌و اینا بود. بعد من یهو دستمو بردم بالا گفتم: "خانوم اجازه؟همۀ اسرائیلی‌ها آدمای بدی‌ان؟" طفلی جا خورد.یه چند ثانیه نگام کرد گفت:"آره"! حالا اینکه ترسید بگه نه یا هر توضیح دیگه‌ای نمی‌دونم.ولی به هر حال زندگی و افکار سیاسی من از همون موقع شروع شد به گمانم.یه بارم سر یه میز تو کافی‌شاپ داشتم با یکی از خواستگارام صحبت می‌کردم.خواهرش و خواهرمم هم چند تا میز اون‌ورتر بودن.یه چند ماه بعد انتخابات ریاست جمهوری بود.نمی‌دونم چی پرسیدم به جای اینکه نظرشو بگه برگشت گفت: "نظامی‌ها نباید از سیاست حرف بزنن!" از هر جفت این آدما به یه اندازه بدم اومده!