خاص‌نوشت

!پریسا هستم و چیزی برای انکار کردن ندارم

 
از تفاوتهای ایران و ژاپن
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤
 

رفتیم شهر بازی.یه جایی هست واسه بچه‌ها به اسم "گردش و شکار" .یه زمین کوچولوییه که بچه‌ها سوار ترن‌های کوچولوی جداگانه میشن و به دور یه سری حیوون می‌‌‌چرخن و باید با اسلحه‌های مخصوص به سمت قسمت مشخصی از مجسمۀ حیوونا شلیک کنن تا اونا تکون بخورن و چراغشون روشن بشه و اینها که مثلاً شکار شدن.وایسادیم به تماشا. یه عالمه بچه سوار ترن شدن که فقط یکی‌دوتاشون اسلحه‌هارو گرفتن دستشون. همشون عین گاو دارن اینور اوونورو نیگا میکنن.از بین اسلحه‌دارها هم فقط یه دختربچه بلده چیکار کنه.بقیه هیچی. دریغ از ذره‌ای تحرک و هوش! میبینیم نمیشه.با انگشت حیوونارو نشون میدیم داد میزنیم به طرفشون شلیک کنن.نه‌خیر، بی‌فایده‌ست! همزمان از ذهن من و خواهرم یه چیز میگذره.اینکه اگه بچه‌های یه کشور پیشرفته مثلاً ژاپن هم سوار اینا بودن باز عین مشنگا زل میزدن اینطرف اونطرف یا تر و فرز کاری‌رو که باید انجام میدادن؟! خلاصه که بیخودی جهان سومی نشدیم.بالاخره یه فرقهای اساسی هست دیگه.باید قبول کرد.