خاص‌نوشت

!پریسا هستم و چیزی برای انکار کردن ندارم

 
کشفِ در حاشیه‌ها...
نویسنده : پریسا - ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٢
 

عاغا...در راستای این پست ما عصری داشتیم خیلی گذری جلوی تلویزیون بی‌بی‌سی می‌دیدیم، برگزیدۀ اجرای زندۀ دوستانِ خوانندۀ لس‌آنجلسی‌‌رو، بعد نتیجه این شد که امشب تو یوتیوب شونصد بار این کلیپ‌رو تماشا کردیم.. بعد احیاناً نامی؟ نشونی؟ کمکی،چیزی ندارین در حق بنده؟! لدفن؟!


 
 
اندازۀ کافی!
نویسنده : پریسا - ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٥
 

آدمیزاد بار دومی که تو زندگیش به استیصال میرسه رو به آسمون میکنه و میگه: ''خدایا! من دفعه قبل به اندازه کافی کشیده‌ام..".  آدمیزادِ داستان به بار دهمِ استیصال که میرسه دیگه دفعات، از دستش در رفته و رو به آسمون میکنه و صرفاً میگه:"خدایا! من تا حالا به اندازه کافی کشیده‌ام". بارِ بیستم استیصال هم قصه همینه. اختلافِ اصلی سرِ "اندازۀ کافیِ" قضیه‌ست. از همون اول آدمیزاد عمیقاً معتقده به اندازۀ کافی کشیده و خدای حاضر در آسمونها فکر میکنه هنوز مونده تا "اندازۀ کافیِ قابل کشیده شدن توسطِ آدمیزادِ فوق‌‎الذکر". هیچی دیگه... چندتا دانشمند استخدام کنیم، دم چندتا فرشته مقرب الهی رو هم ببینیم بلکه هم به حق پنج تن دستمون اومد ''اندازۀ کافی" چقدره که هم تکلیف خودمون رو بدونیم هم اینکه را به را جمله تکراری تحویل آسمونها ندیم.. والله به خدا آخه!