خاص‌نوشت

!پریسا هستم و چیزی برای انکار کردن ندارم

 
نیشمان باز است!
نویسنده : پریسا - ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱
 


من فقط زیر لینک موزیک‌ویدیوش کامنت گذاشتم و تشکر کردم بابت انرژی که آهنگشون به من میده... همین! نیشخند


 
 
مرد باید قدرِ یه موجودِ قوی زور داشته باشه!
نویسنده : پریسا - ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩
 

من هرگز بامردی که نتونه درِ خیلی سفتِ یه بطری یا قوطی‌رو زیر 5 ثانیه باز کنه ازدواج نمی‌کنم!


 
 
با شما هستم؛جناب دنیا!
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩
 

برای منی که آستانۀ خوشحالیم اونقدر پایینه که وقتی وایسادم جلوی تی‌وی و یهو کادر next باز میشه که آهنگ بعدی آهنگ امیزاپور ایناست؛دستام کاملاً ناخودآگاه میره بالا و لبام به خنده باز میشه و یه یووووهووووی بلند میگم؛ دنیا باید خیلی بی‌رحم باشه که اذیت‌هاش بخواد خیلی بزرگتر از توان قلب کوچولوی من باشه!!


 
 
در حد سکرآور حتی!
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۸
 

راستی خدا تا یادم نرفته به خاطر آفرینش مانی رهنما هم خیلی می‌بوسمت :* !


 
 
بلیط‌لازم هستم!
نویسنده : پریسا - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
 

یه روز هم بلند میشم میرم اونور کشور یه جای دورافتاده بعد یکی‌رو پیدا می‌کنم.مطمئن که شدم نه اهل اینترنته نه هیچ‌رقمه می‌تونه آشنا دربیاد؛ شروع می‌کنم یه عالمه حرفای دلمو بهش می‌گم.حرفای نگفتۀ این چند سال اخیرو.رازهامو.احساسامو میریزم براش رو داریه.بهش میگم از چی پشیمونم.از چی متعجبم.از چی غصه دارم.دلم تنگ کیه.ای کاش‌های زندگیمو براش رو می‌کنم.آرزوهامو بهش می‌گم.حسرت‌هامو.میرم تو بغلش کمی گریه می‌کنم.دعا می‌کنم بلد باشه گفتن کلما‌تی‌رو که آرومم کنه.حالا البته نگفت هم نگفت.در همون حدش باید قدر دونست.بعدش هیچی دیگه.قشنگ خالی که شدم بلیط برگشت‌رو می‌گیرم و سر خر رو کج می‌کنم و برمی‌گردم!


 
 
با این ریختش!
نویسنده : پریسا - ساعت ۳:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
 

یه عدۀ حیفِ‌نونی هم که دارن زیست می‌کنن اینایی‌ان که پول دارن؛سلیقه ندارن!


 
 
این پسرۀ بی‌پروا...!
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٦
 

توی گوگل که عکساشو سرچ میکنی می‌بینی بچه‌ام از وقتی مرتد شده قیافه‌اش هم زمین تا آسمون فرق کرده؛خوشگل شده لامصّب!


 
 
در این حدود یعنی!
نویسنده : پریسا - ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٤
 

_ معرفی نمی‌کنی؟؟
+ اوه بله؛ سطح دغدغه‌ام هستن ایشون!


 
 
عشق و آمپول!
نویسنده : پریسا - ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٢
 

عین آمپول که درد داره ولی حالت‌رو خوب می‌کنه؛نبودن بعضی‌ها هم درمان تلخ و دردناکیه که در نهایت تحملش زندگیت‌رو بهتر می‌کنه!


 
 
سعی کنین روتون بشه
نویسنده : پریسا - ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٦
 

بعضی وقتها هم باید بری بهش بگی:"ریدی عشقِ من... رسماً ریدی!"


 
 
بلاتکلیفن در کل!
نویسنده : پریسا - ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٦
 

زجرآورترین آدمها اونایی‌ان که:
نه اونقدر بدن که ازشون ناامید بشی،
و نه اونقدر خوبن که ازشون مطمئن باشی!


 
 
تو یه سوپرپافی!
نویسنده : پریسا - ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٥
 

الآن چندین و چند ساله که به این نتیجه رسیدم این پسر از خوش‌تیپ‌ترین‌های ایرانه! کلا عادت دارم... همیشه دست رو بهترین‌ها میذارم.دست خودم نیست.
خوش‌سلیقه‌ام و بله؛دارم از خودم تعریف می‌کنم چون حقیقته!




آقای "امیزاپور" هستن... یک رپر! کانال P.M.C معمولاً پخش می‌کنن موزیک ویدئوهاشون‌رو.


 
 
عنوان می‌خوای چیکار؟
نویسنده : پریسا - ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۳
 

میدونی چیه؟؟ نه!البته که نمی‌دونی چیه.هیچ‌وقت نفهمیدی؛ هیچ‌وقت هم قرار نیست بفهی.تو اصلاً نفهم به دنیا اومدی نفهم هم قراره از دنیا بری..!


 
 
معدۀ من فقط با برنج و فست‌فود و نون پُر میشه آیا؟
نویسنده : پریسا - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۱
 

در عجبم از مواقعی که خیلی گرسنمه و برای رفعش یه موز گنده می‌خورم و آخرش وقتی دارم پوست موز رو میندازم سطل زباله احساس گرسنگی‌ام با شدت سابق سر جاشه!


 
 
رونالدو و جاستین
نویسنده : پریسا - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۱
 


حالا اینکه این موج ضدّجاستین با این گستردگی توی فیسبوک راه افتاده در نهایت می‌تونه قابل قبول باشه.والله از شما چه پنهون هیچ‌وقت از پسربچه‌های رو به بلوغ اون سنی خوشم نیومده.ولی این ماجرای مقایسۀ کریستیانو رونالدو و لیونل مسی و غلبۀ همیشگی مسی و تحقیر و تمسخر رونالدو هیچ‌رقمه تو کَتم نمیره.این بچه کریسه شاید عیاش و از فضیلتهای اخلاقی به دور باشه که هست ولی اون تیپ و هیکل و عضلات‌و شما اگه کمی هم هات‌پرست و اینا باشین باشید باید عکسشو بذارین جلوتون بپرستینش اصلا...!


 
 
ژانر خاک بر سران!
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۱
 

_ آقا داماد چیکاره‌ان؟؟

+ جانماز آب می‌کشن ایشون!


 
 
لااقل می‌گفتی ;شاید؛احتمالاً؛ممکنه...
نویسنده : پریسا - ساعت ٤:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٩
 

یه بارم کلاس سوم ابتدایی بودم.یه معلم سانتی‌مانتال "شیوا اسکندری" نامی داشتیم.نمی‌دونم چه درسی بود که توش بحث فلسطین‌و اینا بود. بعد من یهو دستمو بردم بالا گفتم: "خانوم اجازه؟همۀ اسرائیلی‌ها آدمای بدی‌ان؟" طفلی جا خورد.یه چند ثانیه نگام کرد گفت:"آره"! حالا اینکه ترسید بگه نه یا هر توضیح دیگه‌ای نمی‌دونم.ولی به هر حال زندگی و افکار سیاسی من از همون موقع شروع شد به گمانم.یه بارم سر یه میز تو کافی‌شاپ داشتم با یکی از خواستگارام صحبت می‌کردم.خواهرش و خواهرمم هم چند تا میز اون‌ورتر بودن.یه چند ماه بعد انتخابات ریاست جمهوری بود.نمی‌دونم چی پرسیدم به جای اینکه نظرشو بگه برگشت گفت: "نظامی‌ها نباید از سیاست حرف بزنن!" از هر جفت این آدما به یه اندازه بدم اومده!


 
 
عمومیه!
نویسنده : پریسا - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٧
 

درسته که من خیلی راحت، ناراحت نمیشم ولی شما خیلی راحت منو ناراحت نکن.خیلی سخت دوباره راضی میشم.لبخند آشتی زجرکشمون می‌کنه‌ تا دوباره بیاد روی لبام.اذیت میشیم.. دوتاییمون!


 
 
بله.دقیقاً پیش پای شما!
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٧
 

بعد یکی از سوالای بی‌پاسخ‌مونده‌م اینه که چرا وقتی دو تا تیکه ظرف می‌شورم کمرم در حد نفس‌بُری داغون میشه؟؟ آدم ثابت وایساده یه جا فقط دستاش اون هم دو،سه دقیقه کار می‌کنه دیگه.وزنه که بلند نمی‌کنم.جسم سنگین که حمل نمی‌کنم... آی خدا..کمرم...


 
 
بهتری بگی "یه جور حرف بزن که منم بفهمم"!
نویسنده : پریسا - ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٧
 

یه عده هم که ازشون در حد مرگ متنفرم اینایی‌ان که وسط صحبتم بر‌می‌گردن میگن:"ای بابا.. دیگه بحث‌و فلسفی‌اش نکن."


 
 
که اینطور... باشه!
نویسنده : پریسا - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٧
 

در بین بیشتر جوابایی که می‌گیرین بیشتر از همه به "من چه میدونم"ها شک کنین!


 
 
البته عشق که دست خود آدم نیست ولی دیگه حتی‌المقدور...
نویسنده : پریسا - ساعت ٤:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٥
 

_ خانوم؛شما تو معیارهای انتخاب همسر آینده‌تون قیافه براتون مهمّه؟

+ قیافۀ همسر که نــــــــــــه ولی راستش قیافۀ بچۀ آینده‌ام چرا!


 
 
به زودی..
نویسنده : پریسا - ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤
 

_ میشه بهمون بگین بزرگترین هدف زندگیتون چیه؟؟
+ بله؛اینکه بزنمش زمین!
_ دشمنتون‌رو؟؟!
+ نه‌خیر؛ عشقمو! نیشخند


 
 
بی‌منظور
نویسنده : پریسا - ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤
 

انسانهای تکامل‌یافته‌ اونایی‌ان که مثلاً خیلی راحت می‌تونین بهشون بگین فلان خواننده‌رو دوست دارین چون صداش سک‍سیه! چون نه جا می‌خورن، نه فکر بد می‌کنن و نه رنگ‌به‌رنگ میشن حتی!


 
 
دیگه برگ هم واسه ما شاخ شده!
نویسنده : پریسا - ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳
 
این درختِ حیاط خونۀ ماست... به این برگه می‌گم:"این برگ‌های تروتازه‌ و سبز رو نمی‌بینی؟چرا موندی؟!خودتو مضحکه کردی؟ کوچیک کردی؟ " یه جور عاقل اندر سفیهی تو چشمام نگاه می‌کنه میگه:"تو اصلاً چه می‌فهمی عشق چیه؟!" لامصّب... نـــه! لابد فقط تو می‌فهمی!



 
 
اصن شنیدی چی گفتم؟؟؟
نویسنده : پریسا - ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳
 

قسمت تراژیک ماجرا اونجاست که می‌شینی چهار ساعت دونه دونۀ بدیهاشو واسه خودت می‌شمری ولی آخرش می‌بینی توی قلبت آب از آب تکون نخورده لامصّب...


 
 
‌نمی‌تونی.. یعنی نمیشه!
نویسنده : پریسا - ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳
 

من همینی‌ام که هستم... تو می‌تونی دوسم نداشته باش!


 
 
همتون‌و می‌برم جهنم اصلاً
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢
 

ای کسانی که ایمان آورده‌اید.. گفتیم ایمان بیارین،شکم آوردین؟؟! واقعاً که اُف بر شما!


 
 
بدبختی همه هم جزو همین 2 گروه‌ان!
نویسنده : پریسا - ساعت ٤:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢
 

2 دسته‌ شدیداً باعث افسوس آدمی‌ان:
اونایی که ظاهر عالی و باطن خالی‌ دارن
و اونایی که ظاهرِ برباد و باطن آباد دارن!


 
 
آخه میگن طلاست!
نویسنده : پریسا - ساعت ٤:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱
 

حتی اگه اهل لاس زدنین برای کسی که تایپِ خودتونه وقت بذارین!