خاص‌نوشت

!پریسا هستم و چیزی برای انکار کردن ندارم

 
شک دارم..
نویسنده : پریسا - ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠
 

جسمم را فراموش کن؛

اگر می‌توانی روحم را ارضاء کن..


 
 
بعضی از مردها 1
نویسنده : پریسا - ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠
 

 

خدا این "راسل کرو"رو آفریده تا نقش گلادیاتور و شوالیه بازی کنه؛ بعد آدم بشینه ببینه درجا عاشقش بشه!

*این فیلم رابین هود 2010 هم جزو همین دسته‌ست.بنابراین تماشاش توصیه میشه!


 
 
دیالوگ الهی یک‌طرفه 2
نویسنده : پریسا - ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠
 

باز از دستت عصبانیم خدا! فعلاً یه مدت با من حرف نزن، یه چند روزی هم دور و بر من آفتابی نشــو؛ عصبانیتم که فروکش کرد طبق معمول همیشه خودم میام نازتو می‌خرم، منّتت‌رو هم میکشم!


 
 
I don't remember
نویسنده : پریسا - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩
 

در خاطرم نیست...

شب "قدر" سال گذشته

از خدا خواستم که در "تقدیرم" باشی...؟


 
 
ایمان من؛ارادۀ خدا
نویسنده : پریسا - ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩
 

خدایا! انقدر ایمانم بهت زیاد و محکم هست که مطمئن باشم "حسین رونقی"  15 سال تو زندان نمی‌مونه...


 
 
عشق اتوبان
نویسنده : پریسا - ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۸
 

اتوبان‌رو همیشه دوست داشتم،یه آرامش خنکی بهم میده! اصلاً تو اتوبان آهنگا بیشتر بهت می‌چسبن! تو اتوبان بدون اینکه نگران نگاه اطرافیان باشی راحت می‌تونی گریه کنی،بخندی،با خودت حرف بزنی،جیغ بزنی و خودتو خالی کنی.تو حال خودت نباشی.دوست دارم اتوبان‌و!


 
 
I need to go
نویسنده : پریسا - ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧
 

می‌خواهم بروم

تو را بگذارم و بروم

به جایی دور،خیلی دور

که  دستم به تو نرسد

که ندانم کجا چه می‌کنی

که با همۀ نیازها و دلتنگی‌هایم 

آرام آرام بی‌خیالت شوم 

چون دستم دیگر هرگز به تو نمی‌رسد...


 
 
مرگ، مرگ است
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧
 

همیشه این سرطان و ایدز و دیابت و هپاتیت نیست که آدمو از پا درمیاره؛ گاهی احساسی هم که درون آدمه و "باید" بمیره ولی مقاومت می‌کنه هم ذره ذره جون آدم‌رو می‌گیره و مرگ‌رو آسون می‌کنه...


 
 
جداً با چه انگیزه‌ای؟؟
نویسنده : پریسا - ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧
 

آقا پسرهای عزیز!

این که برین و دماغتون‌رو عمل کنین صرفاً اشکالی نداره...

ولی آخه دیگه عروسکی؟؟؟؟چرا؟؟؟؟

  


 
 
دیالوگ الهی یک‌طرفه 1
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧
 

خدایا! میگم اگه خواستی، لااقل جوری باشه که اون دنیا بتونی تو چشمام نگاه کنی. حالا دیگه خود دانی!


 
 
از زمین تا آسمون
نویسنده : پریسا - ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦
 

اینکه آدم از ظاهر یکی خوشش بیاد و بگه "چه خوش‌تیپ" ؛ "چه خوشگل "؛           "چه خوش‌استایل"؛ یه چیــزه ولی اینکه چشم آدم یکی‌رو بگیره کلاً یه مقولۀ جداست که شاید خیلی به "ظاهر" ربط نداشته باشه...!


 
 
!ِDon't Ever F.u.c.k Up
نویسنده : پریسا - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٥
 

بدترین احساس آدمی بعد از زدن "گند"ی شروع میشه که تا چند سال بعدش خودشم باورش نشه و هی به خودش بگه:"واقعاً اون من بودم؟؟؟"


 
 
پنجاه،پنجاه!
نویسنده : پریسا - ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٥
 

این روزها؛نزدیکم به "مرگ" و "زندگی"...!


 
 
فعلاً یه مدت راحتیم
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٥
 

خدایا شکرت! از آهنگ جدیدش پیداست یه دوست‌دختر جدید پیدا کرده که میگه:برو به همه بگو آرمینِ بی‌افِ جدیدم! خدایا یه کاری کن این دوتا کلاً با هم خوش باشن؛مشکل نداشته باشن؛این "آرمین" هم از چشم دختره به این زودی‌ها نیفته که دختره هم بره خیانت کنه بعد این باز بیاد تو سر خودش بزنه با ناله و زاری‌هاش رو نِروِمون راه بره!اعصابمون دیگه نمی‌کشه بخدا!


 
 
only 1 piece of shit
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٥
 

تو زندگی هر کسی فقط "یک" نفر میتونه از هر جهت گُه باشه ولی آدم نتونه ازش بدش بیاد!

*تأکید مؤکّد: این "یک" هرگز نمیتونه "دو" بشه.در تمام عمر فقط همون "یک" نفر!


 
 
The chance is low
نویسنده : پریسا - ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳
 

_دیگه کار از این حرفا گذشته..

+از کدوم حرفا؟؟

_کلاً..!

+آهان


 
 
چاره شاید خدا باشد
نویسنده : پریسا - ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳
 

بعضی وقتها ممکنه رنج و عذاب "نبودنِ" یکی چنان در روح و جسم آدم نفوذ کنه و نهادینه بشه که حتی دیگه "بودن" یا دوباره بودنش هم دردی ازت دوا نکنه‌‌!


 
 
روح‌بازی
نویسنده : پریسا - ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢
 

حالا که بازار روح و روح‌بازی انقدر داغ شده باید بگم هیچ‌‌‌وقت بدم نیومده یکی دو روزی منم "روح" بشم. یه عده هستن که خیلی دوست دارم ببینم وقتی خوابن چه شکلی میشن! یه چند نفرشون آدم معروفن یه چند نفرشونم آدمهای به زعم شما معمولی!


 
 
not 2 bad
نویسنده : پریسا - ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۱
 

بعضی از "ناامید شدن‌"هارو دوست دارم.لااقل آدم‌و از بلاتکلیفی درمیاره!


 
 
توصیه
نویسنده : پریسا - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠
 

هیچ‌وقت برای خرید مثلاً کرم مرطوب‌کننده یا هر جنس 3،4هزار تومنی دیگه‌ای وارد یک هایپرمارکت نشین؛جو خرید می‌گیردتون با 50هزار تومن جنس شامل خنزر پنزر میاین بیرون بعدش احساس می‌کنین از طرف خودتون رفته تو پاچه‌تون!


 
 
احوال‌پرسی 1
نویسنده : پریسا - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩
 

+حال شما خوبه؟

_خوبم فقط اعصاب ندارم!

+آهان،باشه!


 
 
پرتوقع
نویسنده : پریسا - ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩
 

توقعاتم خیلی رفته بالا،قصد مذاکره و سازش هم نداره!

*توقعات مذکور خیلی مادی نمی‌باشد!


 
 
خدایی که داریم
نویسنده : پریسا - ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸
 

خدایا میدونم اینکه در کمتر از 24 ساعت هوا از وضعی که از شدت گرما نمیشد نفس کشید تبدیل شده به این خنکی دلپذیر، به خاطر بنده‌های روزه‌دارته که خیلی بهشون سخت نگذره نه من و غرغرهای بی‌پایانم!

خدایا از اینکه به خشک و تر یه جا حال میدی ازت ممنونم!


 
 
بعضی‌ها
نویسنده : پریسا - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧
 

یه عده هستن..... که فقط از دور دوست‌داشتنی‌اَن!


 
 
پریسا کاپون!
نویسنده : پریسا - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧
 
آب‌بازی که می‌کنم
سگ که دارم
ورق که بازی می‌کنم
تو خونۀ خودم ماهواره که می‌بینم
از وی‌پی‌ان که استفاده می‌کنم
تو فیس‌بوک که عضوم
بدحجابم که لابد هستم
با این همه جرم به "آل‌کاپون" گفتم زکّی!

 
 
That's Switch!
نویسنده : پریسا - ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧
 

آواره‌ترین و بی‌صاحاب‌ترین کلمه‌‌:

سوییچ-سوویچ-سیویچ-سِویچ-سِویج-سیویش!


 
 
جو مثلاً معنوی!
نویسنده : پریسا - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٦
 

ماه رمضون که میشه همه تو سریالای ایرانی یا میشن "روح" یا "شیطان" یا "فرشته".. مملکته؟؟


 
 
Lady Gaga
نویسنده : پریسا - ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٥
 

"لیدی گاگا"ی عزیز!

در این که خوب می‌خونی شکی نیست؛ولی ممنون میشیم اگه تصویرت کمی کمتر حال به هم‌زن باشه!

با تشکر,جمعی از طرفداران همراه با مقداری عشق و عوق!


 
 
دِ بگو تموم کن دیگه!
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٥
 

در هیچ سایت و وبلاگی حوصلۀ کلیک کردن روی "ادامۀ مطلب"رو ندارم!


 
 
خَزترین‌ها!
نویسنده : پریسا - ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳
 

اینایی که تو خونه یا هر مکان سرپوشیدۀ دیگه‌ای عینک آفتابی می‌زنن و عکس می‌گیرن!

*غیر از آتلیه که البته این جماعتِ خز و خیل آتلیه چه می‌فهمن چیه؟!


 
 
ای شیطون!
نویسنده : پریسا - ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٢
 

بعد یه هفته از تموم شدن سریال "ساختمان پزشکان" تازه من  راجع به این سریال یه کشفی کردم. اسم سه تا آدم بدۀ این سریال "ناصر"؛ "محبوبه" و "فرید" عربی بودن؛ اسم بقیه فارسی: نیما و نازنین و کتایون و کسری و فیروز و نازآفرین و هومن و پرستو و مهرزاد!

یعنی باریکلا؛خیلی حال کردم با این کارشون.


 
 
تتلـــــــــو
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٢
 

این بچه هم بالاخره عاقل شد و موهاشو کوتاه کرد.خدایا شکرت؛ حالا موند فقط اون دختره،ببخشید اون پسره کامران!


 
 
سر سوزن!
نویسنده : پریسا - ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٠
 

آهای زمستان؛با همۀ سوزت,دلم برایت خیلی تنگ است...


 
 
میمون‌ها معمولاً لباس نمی‌پوشند!
نویسنده : پریسا - ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٩
 

این رقابت تهوع‌آور بین خواننده‌های زن داره روز به روز بیشتر میشه؛

هر چی لُخت‌تر، قشنگ‌تر؛مثلاً!


 
 
دوگانه!
نویسنده : پریسا - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۸
 

_کثّـــــــــــافَت!

کلمه‌ای که از طرف من نثار منفورترین‌ها و محبوب‌ترین‌های زندگیم میشه و احتمالاً فقط از نگاهم میشه فهمید مخاطبش از کدوم دسته‌ست!


 
 
حالم خراب است،زیر چشمانم سیاه
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٦
 

این‌روزها میشه میزان وخامت حال روحیِ هر دختری‌رو از شدت ماسیدگی خط چشماش فهمید!


 
 
خدا هم بگذره من نمی‌گذرم..!
نویسنده : پریسا - ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٦
 

امروز؛داخلی یک مرکز خرید؛یک بوتیک حوالی ساعت 2 ,واقعی!

مکالمۀ چندتا خانوم بوتیک دار که جمع شدن تو بوتیکی که خواهر من داره لباس پرو میکنه جلوی چشم و گوش ما:

_من که از صبح هیچی نتونستم بفروشم

+حالا مگه کدوممون تونستیم بفروشیم؟! ولی این خانوم فلانی هست؟؛خیلی خوش‌شانسه؛دو برابر قیمت هم که میگه مردم می‌خرن ازش!!

خواستم از همین‌جا به تمام اصنافی که به جای قیمت واقعی یه قیمتی‌رو همینجوری الکی می‌پرونن که شاید گرفت بگم:عنوان این مطلب به هیچ عنوان شوخی نمی‌باشد!


 
 
زیبارویان غیر معمول
نویسنده : پریسا - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤
 

نمیدونم شماهام دقت  کردین به این موضوع یا نه؛ ولی یه عده هستند که تو برخورد اول خیلی معمولی و حتی شاید نازیبا به نظر میان ولی بعد که عادت میکنین به چهره‌شون برخلاف خوشگلایی که خوشگلیشون بعد مدتی عادی میشه،تازه می‌فهمین اینا چه فِیس معرکه‌ای دارن.معمولاً این آدمها با بقیه فرق دارن یا لااقل مثل همه نیستن از لحاظ ذات و منش.حالا دیگه خودتون بگردین دنبال نمونه‌ش تو آشناهاتون!!


 
 
تو بگو؛آرزوی بزرگیه؟
نویسنده : پریسا - ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳
 

در حال حاضر تنها آرزوم اینه که تک و تنها پاشم برم تو قعر یه جنگل ناشناختۀ بزرگ زندگی کنم؛یه چندتا حیوون بزرگ و قوی هم باهام دوست بشن و باهام حرف بزنن و مواظبم باشن.بله یه چیزی تو مایه‌های همون "تارزان". گور بابای همۀ آدمها و امکانات و ارتباطات و تکتولوژی و چیزای لوکس و عشق و درد و غم و فلان و بیسار!


 
 
ژانر
نویسنده : پریسا - ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱
 

اینایی که تو فیلمها چند نفری از فاصلۀ دور به صورت اسلوموشن به طرف دوربین حرکت میکنن!


 
 
تو اینکاره نمیشی داداش من،سر جدت بی‌خیال
نویسنده : پریسا - ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱
 

خیلی کنجکاوم بدونم کسی که به این موجود گفته صدا و جیغ‌های آزاردهنده‌ش قشنگه کی بوده؟!می‌خوام بهش بگم آزار داری با یکی که جنبه‌شو نداره شوخی میکنی آرامش ملت‌و میریزی به هم؟؟؟