نویسنده :
پریسا - ساعت ۱٠:۱٤ ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٤
شب آرزوهاست.پیشنهادم اینه:آرزوهای معقول بکنید و همهرو یادداشت کنید.اینجوری سال دیگه میتونید چک کنید روند اونهارو و درک کنید حکمت برآورده شدن یا نشدنشونرو و همینطور الطاف خدارو.تا مهربونیهاشو یادتون نره و کمتر پرروبازی دربیارین!
نویسنده :
پریسا - ساعت ۱٢:۳٥ ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٤
اینایی که با یه لحن و صدای قشنگ شمارو babe یا baby صدا میزنن... وای اینا... اینارو از دست ندین!
نویسنده :
پریسا - ساعت ۱٢:٠٧ ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٤
یه عدهای هم هستن که ماشینهای خیلی گرونشونرو هر جا اومد پارک میکنن؛شاید هفتهای یه شب بذارن پارکینگ؛ماشین زیر بارون موند که موند.خلاصه بیخیال.از اینا یه جور خاصّی خوشم میاد!
نویسنده :
پریسا - ساعت ٢:٤۳ ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢
اندکی صبر،سحر..سحر.. راستش سحر خیلی وقته با سپهر ازدواج کرده.الانم دو تا بچه دارن به اسمهای ستاره و سهیل.خلاصه سرش گرم زندگیشه.عمراً دیگه یاد ما بیفته.هممون به نابودی رفتیم!
نویسنده :
پریسا - ساعت ٢:۳٥ ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢
منی که کُلّ فیلم frozenرو دیدم در حالی که در تمام مدت فیلم مچاله شده بودم توی خودمو طیِّ یک سِری ریاکشنهای غیرارادی در برابر صحنههایی مثل "شکستن پا و استخونِ بیرونزده" که فقط مُشتی بود نمونۀ خروار،خودمو چنگ میزدم ولی وا ندادم و با ریخت و قیافۀ داغون همۀ فیلمرو یکنفس دیدم و الان با تنی خسته و کوفته و کبود در خدمت شمام؛باید اعتراف کنم از روی شواهد و قراین موجود ظاهراً بنده یک عدد مازوخیستم!
نویسنده :
پریسا - ساعت ٩:٤٠ ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱
بعد از 24 سال زندگی هر روز صبح که تو این خرابشده چشمامو باز میکنم از اینکه چطور شده بین اینهمه کشور عدل توی "ایران" به دنیا اومدم میرم تو شوک.بعد که میبینم اگه شانس منه که آپشن دومم افغانستان بوده سومی هم سومالی،از شوک میام بیرون.یعنی همچین آدمیام من!
نویسنده :
پریسا - ساعت ٤:٢٩ ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱
قویترین نوشداروی ممکن رسید.امیدوارم پریسا هنوز زنده باشد! (بدون شرح!)
نویسنده :
پریسا - ساعت ۱:٤٤ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱
من فقط زیر لینک موزیکویدیوش کامنت گذاشتم و تشکر کردم بابت انرژی که آهنگشون به من میده... همین! 

نویسنده :
پریسا - ساعت ۱:٠٠ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩
من هرگز بامردی که نتونه درِ خیلی سفتِ یه بطری یا قوطیرو زیر 5 ثانیه باز کنه ازدواج نمیکنم!
نویسنده :
پریسا - ساعت ۱٢:٤٧ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩
برای منی که آستانۀ خوشحالیم اونقدر پایینه که وقتی وایسادم جلوی تیوی و یهو کادر next باز میشه که آهنگ بعدی آهنگ امیزاپور ایناست؛دستام کاملاً ناخودآگاه میره بالا و لبام به خنده باز میشه و یه یووووهووووی بلند میگم؛ دنیا باید خیلی بیرحم باشه که اذیتهاش بخواد خیلی بزرگتر از توان قلب کوچولوی من باشه!!
← صفحه بعد